X
تبلیغات
چشم سوم
چشم سوم
تعیین رنگ ها به کمک مبحث معانی اعداد
 

یکی از راههای تشخیص رنگ آئورای افراد استفاده از اعداد است. در مبحث معانی اعداد ، هر عددی به رنگی بخصوص مربوط است :

قرمز : ۱

نارنجی : ۲

زرد  : ۳

سبز : ۴

آبی : ۵

نیلی : ۶

بنفش : ۷

صورتی : ۸

برنز : ۹

نقره ای : ۱۱

طلایی : ۲۲

 

رنگ زمینه آئورای اشخاص از روی عدد مسیر زندگی آنها مشخص میشود. این مهمترین عدد در مبحث معانی اعداد فیثاغورث است، زیرا مشخص کننده هدف شخص در زندگی است. رنگ زمینه آئورا نیز نشان میدهد که شخص چه کاری باید انجام دهد. به همین دلیل است که رنگ زمینه آئورای اشخاص و رنگی که مربوط به مسیر زندگی آنهاست معمولا -نه همیشه- مشابه است.

عدد مسیر زندگی با جمع اعداد تاریخ تولد بدست می آید.

ابتدا عدد روز و ماه و سال تولد را با هم جمع میکنیم.

مثلا اگر کسی در ۲۸ آوریل ۱۹۸۰ بدنیا آمده باشد :

 ۴

 ۲۸

 ۱۹۸۰+

 ۲۰۱۲

سپس هر چهار رقم بدست آمده را با هم جمع میکنیم :

۲+۰+۱+۲

عدد زندگی این شخص ۵ است، و رنگ زمینه هاله او آبی.

هنگام جمع اعداد و تبدیل آن به عددی یک رقمی دو استثنا وجود دارد.و آن وقتی است که شما به دو عدد ۱۱ و۲۲ برسید.  شما نباید ارقام این دو عدد را جمع ببندید و به اعداد ۲ یا ۴ برسید. این دو عدد مربوط به رنگهای نقره ای و طلایی اند و به ارباب اعداد معروفند. کسانی که این اعداد را دارند بیشتر از دیگران توانایی های بالقوه دارند.

روش های دیگری هم برای بدست آوردن عدد زندگی هست، مانند حروف نام اشخاص و...

 

پ.ن روشهای دیگری هم برای بدست آوردن رنگ هاله وجود دارد، من در اینجا به کسانیکه مایلند رنگ دقیق هاله خود  را بدانند کتاب ( هاله ات چه رنگی است؟ ) نوشته باربارا باورز انتشارات درسا را پیشنهاد میکنم.  این کتاب تقسیم بندی دقیق تری در مورد طیف رنگی آئورای افراد دارد ، و علاوه بر توضیح روحیات و اخلاقیات، به شما اطلاعاتی در مورد شیوه دستیابی به واقعیت فیزیکی اشخاص ، کنش های ذهنی، اوضاع روحی و روانی ، ویژگی های اجتماعی ، نوع رابطه و سازگاری با رنگهای دیگر ، قدرت شخصی و روش رهبری ، گزینش های مالی و شغلی ، و همچنین معنویت شخص به شما میدهد.

 

چگونه آئورا (هاله نورانی) را ببینید
 

شما با انجام آزمایش های مختلف، آگاهی خود را در مورد هاله نورانی گسترش دادید و اکنون دیدن آن به مراتب برایتان آسان تر است.

قبل از شروع باید بگویم ممکن است افرادی از لحاظ روحی خود را هماهنگ کرده و از طریق احساس رنگ هاله را تشخیص دهند( این اتفاق برای من هم افتاده است). این فریبنده است و شبیه کار روشن بین هایی است که قادرند رنگهای آئورا را بی آنکه آنرا ببینند، احساس کنند. بسیاری از افرادی که توانایی این کار را دارند، می گویند که رنگ های هاله نورانی را به جای چشم عادی می توان با چشم سوم دید.

 

و اما روش رویت هاله :

اطمینان یابید که نور اتاق شما ملایم است و زیاد تاریک نیست. طوری بشینید که نور از پشت به شما بتابد. نور یا بازتاب آن نباید به چشم شما بخورد.

نوک انگشتان خود را بهم نزدیک کنید و مدت ده ثانیه به آن خیره شوید. سپس آهسته آنها را از هم دور کنید. متوجه رشته ی تقریبا نامرئی انرژی میشوید که کش میاید ونوک انگشتانتان را بهم وصل می کند.

اگر برای دیدن این رشته دچار هرگونه مشکلی شدید، دوباره آزمایش را انجام دهید. این بار نور را کمتر کنید، و انگشتان خود را جلوی صفحه ای که رنگ روشن دارد بگیرید. البته بعضی ها ترجیه میدهند زمینه تیره باشد تا آنان جریان انرژی را که تقریبا سفید رنگ است راحت تر تشخیص دهند.

وقتی شما توانستید این رشته های انرژی را ببینید، متوجه می شوید که در هر زمان و تحت هر شرایطی میتوانید آنرا ببینید.

 

اکنون شما آماده اید هاله نورانی خود را ببینید.

نور اتاق را ملایم کنید. در فاصله چند متری رو به دیوار بایستید(ترجیحا رنگ دیوار شیری یا سفید باشد).

دست خود را دراز کنید و رو به بالا ببرید تا نوک انگشتانتان رو به سقف باشد. از لابلای انگشتان خود به دیوار نگاه کنید. توجه تان به جای دست به خود دیوار باشد.

بعد از چند لحظه متوجه خواهید شد که دست شما هاله نورانی مشخصی دارد که بی رنگ و تقریبا خاکستری کمرنگ به نظر میرسد.

این آزمایش را با نگاه کردن به قسمت های دیگر بدنتان تکرار کنید. وقتی شما قدرت رویت هاله نورانی اطراف دستتان را داریدو به آسانی میتوانید آنرا اطراف تمام قسمت های بدنتان ببینید.

در ابتدا لباس ممکن است جلوی دیدتان را بگیرد. بنابر این بهتر است این آزمایش را با بدنی برهنه یا نیمه برهنه انجام دهید.

متاسفانه اکثر مردم قادر نیستند هاله ی خود را در آینه ببینند. بنا به دلایلی ، آینه هاله را بخوبی منعکس نمیکند. اما بعضی افراد نیز قادرند.

اکنون آزمایش را با دوست خود انجام دهید . از او بخواهید مقابل دیواری رنگ شده بایستد . خودتان چند متری عقب تر بایستید و به جهتی که دوستتان ایستاده است نگاه کنید ، اما هواستان به دیوار پشت سر او متمرکز باشد . بهترین حالت این است که انگار با چشمان باز در رویا به سر می برید و در واقع چیزی نمی بینید . به هر حال شما در حالت رخوت و هم زمان در حال تمرکز هواس هستید . شاید بد نباشد زمانی را در نظر آورید که براستی خسته اید و دلتان می خواهد چشمانتان  را ببندید . با این فکر چشمانتان کم کم سنگین می شود و خود به خود حالت خیره به خود می گیرید و این می تواند مفید باشد .

در این موقع ممکن است احساس عجیبی به شما دست دهد اما ناگهان متوجه خواهید شد که هاله ای غبار مانند دور سر دوستتان را احاطه کرده است . شما آن را در محدوده ی دید خود خواهید دید .

ممکن است فقط و فقط هاله ی نورانی دور سر و گردن دوست خود را ببینید . دلیل این است که لباس او باعث انقباض هاله ی اوست و دیدن آن را مشکل می کند . در ضمن انرژی ئی که از سر انسان ساتع می شود مرئی تر و دیدن هاله ی این بخش از بدن به مراتب آسان تر است . به محض اینکه هاله را دیدید سعی کنید بر آن متمرکز شوید . احتمال این که چندبار اوا هاله محو شود وجود دارد . وقتی توانستید بر آن تمرکز کنید و باز آن را ببینید با دقت آن را زیر نظر بگیرید . متوجه می شوید حرکت می کند و دائم در حال تغییر است . همچنین اگر پلک بزنید احتمال این هست که چند لحظه ناپدید شود .

نزدیک تر بروید و سعی کنید آن را لمس کنید . برای دیدن و همزمان لمس کردن آن لازم است بارها تلاش کنید . برای بیشتر مردم هاله به محض اینکه می خواهند آن را لمس کنند ناپدید می شود ، زیرا وقتی جلو می روند تمرکز چشمشان به هم می خورد .

وقتی هاله را لمس می کنید می توانید به راحتی حس کنید که با فشار انگشتان شما هاله چگونه بی اختیار دور می شود . اما بعد می گذارد شما انگشتان تان را در آن فرو برید . کمی شبیه به این است که بر سطح بادکنکی فشار بیاورید ، با این تفاوت که شما می توانید انگشت خود را از سطح هاله عبور دهید و درون آن فرو برید .

آئورای قسمت های مختلف بدن دوست خود را تشخیص دهید . در بعضی نقاط می بینید که هاله با حرکت دورانی سریع حرکت می کند . این قسمت ها چاکراهای بدن هستند .

عده ای وقتی برای اولین بار آئورا را تقریبا بیرنگ میبینند ابراز ناامیدی میکنند. اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، نگران نباشید. وقتی شما به دیدن هاله نورانی عادت کنید، رنگها خودشان را کم کم نشان میدهند.

معولا وقتی رنگ اصلی زمینه آئورا را میدانند، دیدن آن به براتب برایشان آسان تر است. به این منظور راههای مختلفی برای تشخیص رنگ زمینه آئورای اشخاص وجود دارد. که از آن جمله میتوان به تعیین رنگ به کمک مبحث معانی اعداد و استفاده از عدد مسیر زندگی اشاره کرد.

 

 

لمس آئورا

گاه عده ای از مردم پی میبرند که ناخودآگاه میتوانند هاله ها را ببینند، اما بیشتر آنها باید یاد بگیرند که چگونه دید خود را برای مشاهده ی هاله تقویت کنند. در کلاسهای روحی متوجه شدم که چقدر بهتر است شاگردان یاد بگیرند قبل از آنکه هاله را ببینند، آنرا احساس کنند.

شما کسی را لازم دارید که با او تمرین کنید و برای این کار کسی که خواهان دستیابی به مهارتهای روحی باشد ارجح تر است. تمرین با کسانی که اعتقاد به وجود آئورا ندارند، وقت تلف کردن است.

مهم ترین مساله برای دیدن هاله این است که شما فردی را انتخاب کنید که دوستش دارید ، کسیکه ضمن منطقی بودن حساس هم هست.

 

 

قبل از هر چیز لازم است یک جفت میله ی زاویه دار درست کنید. میله ها از دو لوله ی فلزی به شکل L درست شده اند، بخش طولانی تر میله باید بین 25 تا 30 سانتی متر و قسمت کوتاه آن 10 تا 15 سانتی متر باشد. من اولین میله های خود را از دو عدد چوب لباسی درست کردم!

دو میله ی زاویه دار را بدون وارد آوردن فشار در دست بگیرید، بطوریکه دو قسمت طولانی آن مستقیم در جهت مقابل شما باشد. برای اینکه میله ها براحتی در دست شما حرکت کنند میتوانید دو قسمت انتهایی آنرا که در دستان شما قرار دارد درون دو لوله ی پلاستیکی فرو ببرید. میله ها را محکم در دست نگیرید و بگذارید آزادانه در دستان شما حرکت کنند.

برای حس کردن حدود آئورای طرف مقابل  میله ها را مثل اینکه بخواهید شاه لوله ای را که به طرف شما می آید گمانه بزنید، رو به بیرون نگه دارید. تصور کنید برای بیرون آمدن آب از شاه لوله به آن گمانه میزنید. سپس به آرامی از یکسو به سوی دیگر گام بردارید. در بعضی مراحل میله های زاویه دار به طور افقی روی هم قرار میگیرند و احتمالا در پایان کار در مقابل شما به حالت موازی در میایند. این مرحله واکنش گمانه زدن نامیده میشود. این کار در مرحله ی اول ممکن است غیر طبیعی به نظر برسد، اما  کلید موفقیت این است که ناباوری را از خود دور کنید وآرام باشید.

عده ای این واکنش را جور دیگری تجربه میکنند. بطوریکه میله ها عوض اینکه به طورضربدری روی هم قرار گیرند، از هم دور می شوند. این مساله نیز در نتیجه ی کار تفاوتی ایجاد نمیکند.

 

از دوست خود بخواهید بایستد و دستها و پاهایش را کمی از هم دور کند. در فاصله ی تقریبا ده متری او در حالیکه میله ها در دستتان و رو به جلوست، قرار بگیرید و فقط هاله ی دوستتان را در نظر مجسم کنید.

سپس آهسته به جلو بروید تا اینکه سرتاسر میله ها بطور افقی روی هم قرار گیرند.

این واکنش نشان دهنده ی این است که میله ها با سطح خارجی هاله ی نورانی دوستتان برخورد کرده اند.

از این محل یادداشتی ذهنی بردارید و بعد همین تمرین را از سمت دیگر تکرار کنید. متوجه خواهید شد که هاله نورانی بطور مساوی از هر طرف منبسط شده است.

اکنون آهسته به دور دوستتان حرکت کنید واز نوک میله ها چشم برندارید. متوجه خواهید شد که هاله ی دوست شما کاملا دایره شکل است.

 

شما میتوانید آئورای خود را نیز احساس کنید :

زمانی را انتخاب کنید که در کارتان وقفه ای ایجاد نشود. اتاق نباید سرد باشد و میتوانید به موسیقی ملایمی هم گوش دهید.با نشستن بر روی صندلیی راحت و با چشمان بسته شروع کنید. خود را در بیشترین احساس آرامشی که بخاطر دارید، مجسم کنید. سه نفس عمیق بکشید و هر بار به آرامی هوا را از ششها خارج کنید.

سپس انگشتان و کف پاهای خود را لخت کنید. زمانیکه حس کردید آرام و رها هستید فکرتان را بر روی ماهیچه های ساق و ران متمرکز کنید.و به همین ترتیب تمام عضلات بدن را استراحت دهید تا کاملا احساس کنید سست و لخت شده اید.

هدف از این تمرین باز شدن سمت راست مغز است.این بخش غیر کلامی واحساسی مغز است ودارای درک مستقیم است.

آیا تاکنون اتفاق افتاده که صبح از خواب بیدار شوید و احساس خستگی و کسالت کنید؟ گرچه شما خوابیده بودید ولی قسمتهایی از بدن شما هنوز منقبض است.میتوانید با انجام این تمرین ترجیحا قبل از خواب این حالت را از بین ببرید و شاداب و پر انرژی باشید.

اکنون آماده اید آئورا را احساس کنید. به مدت چند ثانیه کف دستان خود را بهم بمالید. سپس آنرا حدود 30 سانتی متر از هم دور کنید. ممکن است بتوانید انرژی بین دستانتان را احساس کنید، بخصوص در قسمت میانی کف دست و نوک انگشتان.

به آرامی دستان خود را به یکدیگر نزدیک کنید. کم کم متوجه مختصر مقاومتی که در اثر برخورد هاله های دستان شما بوجود میاید، می شوید. اگر مجسم کنید در حال فشار دادن توپی پلاستیکی در میان دستان خود هستید ، احتمالا بهتر به این احساس پی می برید.

افراد اینرا از راه های مختلف احساس می کنند. شاید برای عده ای بصورت مقاومتی خفیف یا غلغلک یا احساس سرما یا گرما باشد.

دوباره دستان خود را به یکدیکر نزدیک کنید، ناگهان متوجه میشوید مقاومت کاهش میابد و این وقتی است که هاله های دو دست با هم ترکیب میشوند.

برای چند ثانیه دستان خود را در هم حلقه کنید و بعد آهسته از هم دور کنید. همچنان که هاله ها از هم دور میشوند متوجه خنکی لذت بخشی در کف دستان و نوک انگشتان خود خواهید کرد.

 

اکنون گامی به جلو برمی داریم وهاله ی نورانی شخص دیگری را با دست احساس کنیم.

از دوست خود بخواهید آرام روی صندلی بشیند. پشت سر او بایستید و دستان خود را در فاصله 30 سانتی متری سر او نگه دارید. کم کم دستتان را به سر او نزدیک کنید تا حالت مقاومت را احساس کنید. بیشتر اوقات دوست شما نیز درست در لحظه ای که هاله ی شما با هاله او تماس برقرار می کند، واکنش نشان می دهد!

 

 

 

 

در منطقه وال کامونیکا واقع در شمال ایتالیا  بر بسیاری ازحکاکی های  روی سنگ ونقاشی های مربوط به دوره ی کهن که توسط انسانهای اولیه کشیده شده،پوشش عجیبی به دور سر افراد نقش بسته است. این موضوع در مناطق کهن دیگر هم تکرار شده،که به نظر بعضی از مولفان این مساله ثابت می کند ما در زمان قدیم بازدید کنندگانی از کرات دیگر داشتیه ایم.اما احتمال زیادی هم وجود دارد که این تصاویر ترسیمی ساده و ابتدایی از هاله نورانی باشند. نمادهای دال بر رویت آئورا(هاله نورانی) در دوران گذشته بسیار است. از جمله سربندهای روسای قبایل بومی آمریکا ،و یا سربندهای بنفش رنگ کشیشهای مایان(توجه کنید که چاکرای هفت که مربوط به ناحیه سر است هم بنفش رنگ است!)،همچنین تصاویر بجا مانده از قدیسان قبل از مسیحیت که هاله های طلایی و درخشان دور سر آنها دیده میشود.

در کتابهای مقدس هر تمدنی از هاله نورانی یاد شده است.هومر شرح میدهد که آئورا غبار درخشانی است که از ذات الهی سرچشمه گرفته و همچنین نشانه ی قدرت بشر است. حدود 2600 سال پیش، زمانی که پیروان مکتب فیثاغورث شروع به گنجاندن آن در آموخته هایشان کردند، برای اولین بار هاله های نورانی وارد نوشته های غرب شد.

عده ای از مردم بر این عقیده اند که هاله های نورانی از زمان خلقت بشر تا کنون قدرت واقعی هستی را نشان می دهند. هندوها آنرا انرژی پرانا(prana) مینامند.در پولینزیا آن را مانا می نامند. مسمر(mesmer) آنرا مغناطیس حیوانی نام نهاد. بارون ون ریچن باخ آنرا اد(od) نامید، و امروز روحیون آنرا نیروی اثیری مینامند.

پاراسلسوس فیلسوف و پزشک مشهور سویسی جزو اولین کسانی بود که در مورد آئورا مطالبی نوشت. پاراسلسوس معتقد بود نیروی حیاتی در درون واطراف موجودات زنده وجود دارد، که مانند کره ای درخشان است، وی آنرا اثری مغناطیسی میدانست که میتوان برای شفای بیمار از آن استفاده کرد.

در سال 1666 ،نیوتون به عنوان فیلسوف، مفهوم حوزه ی نیرو یا- امواج نیرویی- را که دور موجودات زنده را احاطه کرده است، گسترش داد.علاقه ی او به امواج نیرو و همچنین به نور و رنگ، وی را در جایگاه یکی از محققین پیش کسوت در هاله نورانی یا آئورا قرار داد.

دکتر والتر.جی.کیلنر(1847-1920) در سال 1908 وقتی عملی کشف کرد که با آن هر کسی می توانست هاله ی نورانی ببیند، زمینه ای تازه بنا نهاد. عمل کیلنر بدین صورت بود که دو صفحه شیشه ای  را با فاصله 8/1 اینچ از یکدیگر قرار داد و فضای خالی آنرا با محلول دیسیانین پر کرد. از پس این دو شیشه حوزه ی ماورا بنفش دیده میشد ودر نتیجه هر کس میتوانست از پشت آن هاله نورانی را ببیند.

در سال 1937 اسکار باگنال نیز مانند دکتر کیلنر صفحه ای درست کرد که محتوی پیناسینول و متالین آبی بود. فایده ی صفحه ی بزرگ اسکار باگنال این بود که انسان می توانست مانند عینک آنرا به چشم بزند. عینک های آئورا امروز نیز در بازار وجود دارد.

در اواخر دهه 1930 دانشمندی روسی بنام سیمون کرلیان(kirlian) بطور تصادفی کشف کرد که چگونه میتوان از هاله ی نورانی عکس گرفت. وقتی در یکی از موسسات روانپزشکی به بیماری شوک الکتریکی میدادند ، او نور باریکی بین پوست بیمار و الکترودها مشاهده کرد. کرلیان اولین بار که سعی کرد از آن نور عکس بگیرد دچار سوختگی شد، اما هاله ی نورانی ای که در صفحه ی عکاسی ظاهر شد به سرعت درد ناشی از سوختگی او را تحت الشعاع قرار داد!

عکسهای کرلیان بی نهایت زیبا هستند و وقتی برای اولین بار اطلاعات او به غرب رسید علاقه ی مردم به فراروانشناسی افزون تر شد.اما وقتی دانشمندان اظهار داشتن که این تصاویر صرفا تخلیه ی هاله ایست، شور وشوق مردم فروکش کرد. اینکه براستی همینطور است یا نه، هنوز مشخص نشده است.

                                                

 

 

 

 

  امروزه،دانشمندان و علمای روحی میگویند اطراف بدن همه انسان ها را انرژیی احاطه کرده است که بیشتر مردم قادر به دیدن آن نیستند. در حقیقت، اکنون دانشمندان میتوانند هاله ی نورانی را روی نوار ویدئویی هم ظاهر کنند.

آنان گزارش داده اند حوزه ی ارتعاشی باریکی دور بدن انسان مشخص است.این حوزه ی ارتعاشیُ همان آئورا است.

 

 

 

 

تعبیر رنگ ها

قرمز:

ویژگی : رهبری

رنگ قرمز دارای اقتدار است . این رنگ نفسی محکم و قوی به شخص می دهد و تمایل به پیشرفت و موفقیت را در او بیدار می کند . در دوران کودکی رنگ قرمز معمولا مقهور کننده است . به خصوص اگر شخص مجبور باشد خود را با تمایلات خانواده وفق دهد . در نتیجه هاله ی نورانی گاهی اوقات تحت فشار و کدر است . وقتی شخص به دوران بزرگسالی برسد و بتواند روی پای خود بایستد ، هاله ی نورانی او منبسط می شود و نشان می دهد که او اکنون قادر است هر کاری را انجام دهد . افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنها قرمز است غالبا در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند . زیرا اشتیاق و انرژی و نفوذ لازم را برای الهام بخشیدن به دیگران دارند . آنان افرادی دلسوز و خون گرم هستند . رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرات و جسارت طبیعی دارد . از ویژگی های منفی رنگ قرمز می توان از عصبانیت و خودخواهی یاد کرد .

مفاهیم مرسوم رنگ قرمز : حساسیت ، نیروی حیات ، پرخاشگری .

اگر زمینه ی هاله ی شما قرمز است بطور قطع فردی جاه طلب و مصمم و اجتماعی و خوش بین هستید. رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بیانگر تمایل به مادیات است. شخصی که این رنگ در هاله ی او غالب است فردی ورزشکار یا شهوانی، پرشور ، با اراده و قوی است.

قرمز رنگی فیزیکی ،برنده ،نائل شونده ومادی است، و افرادیکه هاله آنها این رنگ است پرهیجان ، رقابت جو ، رهبر ، شجاع و با شهامت و دارای توانایی و نیروی خواستن، شهوانی، موسس ، ترویج دهنده و ترقی دهنده اند

قرمز سیر : فردی تیزهوش ، متمایل به هدف و ثروت و ماده،ارتباط برقرار کننده ، تجملی ، رهبر ، با مسئولیت، سازمان دهنده ، دارای نیروی رانشی و حرکت دهنده ، طراح ، حریص

درخشش های قرمزرنگ اغلب نشانه ی خشم ، قرمز تیره (متمایل به آلبالویی) نشانه ی شهوت ، و قرمز مات اغلب نشانه ی رنجش و ناخشنودی است.

در بررسی هاله از لحاظ بیماریهای جسمی ، قرمز اغلب نشانه ی تحریک بیش از حد یا التهاب در آن ناحیه است.

از صفات مثبت این دسته دلسوزی و خونگرمی در حرفه های پرمسئولیت و رهبری موفق بوده،این افراد دارای جرات و جسارت طبیعی و ذاتا رهبر هستند.

 

 

نارنجی :

ویژگی : هماهنگی و مشارکت جویی

نارنجی جزء رنگهای گرم و قابل توجه است که در رنگ زمینه ی افرادی که بطور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی میتوان با آنان کنار آمد دیده میشود. آنان قادرند براحتی مردم را ببخشند و اغلب خود را در موقعیتی میابند که باید مشکلی را حل کنند. آنان مردمی متفکر ، فروتن ولایق هستند که جای پای خود را در روی زمین محکم میکنند.

از ویژگیهای منفی نارنجی : تنبلی و طرزفکر بی خیالش باش است!

رنگ نارنجی مشخص کننده ی احساسات و سلامتی است. اگر شفاف و خوش آیند به نظر برسد، بلند همتی ودیدگاه مثبت و همدردی با دیگران را نشان میدهد. نارنجی کدر نشاندهنده ی غرور و نخوت و تکبر است.

رنگ پرتقالی : نماد لذت ، مبارزه ، تپش و لرزش ،انرژی مثبت و هیجان است ، فردی با این هاله مرد عمل ، ماجراجو ،اهل بیزینس و کسب وکار ، فیزیکی و خلاق است.

نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان میدهد. افرادی که هاله ای به این رنگ را دارند ، افرادی تیز ، سریع الانتقال ، آداب دان و دلسوز هستند، و لذت زیادی از بودن با دوستان و خانواده شان میبرند.

 

زرد :

ویژگی اصلی : خلاقیت و نبوغ ، هوش و خرد

افرادی : شوخ طبع، خوش اخلاق ، جالب و جذاب ، یادگیرنده ، سبک ، پرجنبش ، سرگرم کننده، خوش بین ، گرما و صمیمیت را تشعشع میکنند ، دلربا ،بخشنده ،و سهل گیرند.

رنگ زرد خالص بطور خیلی شایع در اطراف سر مردم دیده میشود. این رنگ نشانگر تفکر و خرد است ، و وفور رنگ زرد در هاله نشانگر یک فرد اندیشمند است. این رنگ همچنین می تواند نشانه ی شادی و سرزندگی یا خلق و خوی شاد باشد.

زرد ناخالص میتواند نشاندهنده ی مشغله ی شدید ذهنی و عدم تعادل فکری، یا شخصی با ذهن بسته ، متعصب یا خرده گیر باشد.

شما ممکن است در مشاهده ی هاله ی یک سخنران سایه ای برنگ زرد-سبز کدر و بیمارگونه ببینید. این سایه نشان دهنده ی تفکری است که در خدمت طمع و سودجویی قرارگرفته است و بطور کلی شخصی را نشان میدهد که از تفکر خود برای کسب منفعت وبرآوردن نیاز خود استفاده میکند.

افرادی با رنگ زمینه ی زرد با جرات و زودرنج و ناپایدار هستند. آنان متفکرانی سریع اند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت میبرند. این افراد اجتماعی و معاشرتی هستند و از گفتگوی طولانی در هر زمینه ای لذت میبرند. آنان مشتاق یادگیری اند اما بیشتر اوقات محض تفریح کار میکنند و بسختی کاری را به پایان میرسانند و از بسیاری مسائل سرسری میگذرند.آنها از ابراز وجود به هر طریقی نظیر : حرف زدن ، رقصیدن ، نویسندگی و آواز خواندن و ... لذت میبرند. ضمنا عقاید نو را هم دوست دارند.

زرد همیشه در هاله ی افرادی دیده میشود که زیاد فکر میکنند و از مغز خود کار میکشند. خواندن و نوشتن و تمرکز حواس و یا هر نوع فعالیتی که نیم کره ی چپ مغز را بکار بیندازد رنگ زرد ایجاد میکند.

آموزگاران مدارس عاشق دیدن این رنگ در آئورای شاگردان خود هستند!

از ویژگی های منفی زرد : ترسویی و تمایل به دروغ گویی است.

 

 

سبز :

ویژگی : شفابخشی ، عشق به طبیعت

اجتماعی ، طبیعت گرا ، خرسند و راضی ، هماهنگ و همراه با طبیعت ، دوست دارد با دیگران ارتباط برقرار کند و با آنها سهیم باشد. اجتماعی ترین نوع شخصیتی ، میزبان و مهمان نوازی کامل.

سبز سیر : فیزیکی ، سخت کوش ، پرتوان ، تقلا برای بقا ، واقع گرا، فعال به لحاظ فیزیکی ، باوقار ، پرقدرت ،پربنیه ، جستجوگر فیزیکی.

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است و اغلب مشخص کننده ی یک شفاگر است. بسیاری از پرستاران و شفادهندگان طب جایگزین این رنگ را بصورت غالب در هاله ی خود دارند.پزشکان نیز ممکن است این رنگ را در هاله ی خود داشته باشند، اما همچنین ممکن است هاله ی آنها بیشتر برنگ زرد که نشانه ی تفکر است تمایل داشته باشد.

رنگ سبز نشانه ی مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانه ی حرص و طمع است.

سبز رنگ آرامش دهنده ایست، و افرادیکه این رنگ را در زمینه ی هاله ی خود دارند صلح طلب و شفا بخش هایی ذاتی هستند. آنان افرادی مشارکت جو ، معتمد و سخاوتمندند و شاید وانمود کنند متین و بی قید هستند اما وقتی لازم بدانند بسیار کله شق و لجباز میشوند. تنها راهی که بتوان عقیده ی افرادی با رنگ زمینه ی سبز را تغییر داد این است که به آنها القا کنیم این عقیده ی خود آنها است.از تلاش برای اثبات خود لذت میبرند و بی وقفه کار میکنند تا به هدف برسند.

از ویژگیهای منفی آنها سختگیری و خودرایی است

 

 

آبی :

مراقب ، حساس ، دوست داشتنی ، وفادار ، یاور ، کمک دهنده ، دلسوز ، آرامش و صلح ، مایل به اینکه در خدمت دیگران باشد.

تونالیته های (سایه های) گوناگونی از رنگ آبی در هاله ها دیده میشود. رنگ آبی بطور کلی نشاندهنده ی آرامش، معنویت و پارسایی است. و در هاله ی جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانه ی تکامل روحی و معنوی است.

آبی فیروزه ای میتواند نشانگر یک روح پرشور ، جوان ، ماجراجو و کنجکاو باشد. آبی سلطنتی روشن نشانه ی فرد صادق و درستکار و وفادار است. آبی روشن نشاندهنده ی قدرت بالای تجسم و شهود است.

رنگ آبی کدر نشانه ی افسردگی و تنهایی و همچنین دلهره و نگرانی ست.

آبی رنگ اعجاب آوری ست و در زمینه ی هاله ی اشخاصی وجود دارد که ذاتا مثبت و باحرارت هستند و در نتیجه هاله ی آنها بطور طبیعی بزرگ و درخشنده است. زندگی آنان نیز مثل هر کس دیگری پستی و بلندی دارد اما همیشه سعی میکنند با آسان گرفتن مسائل به نحوی از پس مشکلات برآیند.

افرادی با زمینه ی رنگ آبی همیشه احساس جوانی میکنند. آنان بی ریا و درستکار هستند و دقیقا آنچه را در ذهنشان میگذرد بر زبان میاورند.

از ویژگی های منفی رنگ آبی تنبلی در به پایان رساندن کارهاست. این افراد معمولا با حرارت و اشتیاق کاری را شروع می کنند ولی به سختی آنرا تمام می کنند.

فردی با آئورای آبی رنگ آموزگار ، سالک ، جویای خرد و آزادی و تنوع است. از مسافرت ودیدن چهره ها و مکان های جدید لذت برده و از محدودیت بیزار است.

 

ـ ترکیب رنگها نشان دهنده ی ترکیب جنبه های گفته شده است. مثلا ترکیب آبی و سبز میتواند نشان دهنده ی فردی باشد که از طریق جستجوی معنوی به سوی حقیقت گام برمیدارد.

 

نيلي :

ویژگی : مسئولیت پذیری در قبال دیگران ،ملاحظه کاری ، پرورش ذهن ، بشر دوستی

شفافیت و وضوح ، احساسات عمیق درونی ، عشق و محبت ، جستجو کننده ، خویشتن گرا و متمایل به درون و دانستن درونیات ، اعتماد واطمینان ، احساس بالای ارزش های درونی ، هنری

معمولا به سختی میتوان این رنگ را در زمینه تشخیص داد ، چون گاهی تقریبا بنفش به نظر میرسد. از آنجا که نیلی گرم ، شفابخش و پرورش دهنده ای است افرادی که دارای این رنگ هستند سرانجام به کارهایی رو می آورند که به نوعی بشر دوستانه است.

آنان از کمک کردن و حمایت دیگران لذت میبرند و بیشترین زمان شاد بودنشان وقتی است که در میان دوستدارانشان هستند.

از ویژگی های منفی رنگ نیلی ناتوانی در نه گفتن است. اینگونه افراد به راحتی مورد سواستفاده قرار میگیرند.

رنگ نیلی دلالت بر آگاهی معنوی دارد. فرد درباره ی هر چیزی پرس و جو میکند و ایمان و فلسفه ای شخصی بنا می نهد. از کمک و حل مشکلات دیگران و خانواده و افراد مورد علاقه شان لذت برده و اولین فرد مورد اعتماد هستند.

 

بنفش :

بصیرت ، هنری ، ایده آل گرا و آرمان گرا ، سحر آمیز ، شهوانی ، نظریه پرداز ، آینده نگر ، خیالی ، گیرایی و جذبه ی روحانی ، عدم هماهنگی و هم نوایی و وفق دادن ، مبتکر ، نو آور .

ویژگی : توسعه ی معنویت و بصیرت

بنفش کم رنگ : رویایی ، رمزی و عرفانی ، خیالباف ، پر هوس ، هنری ، نرم و ملایم ، خلاق ، شکننده ، حساس ، اغلب با اوقات فراغت زیاد به نظر می رسد ، مست ، غیر واقع گرا .

رنگ بنفش به ارغوانی در هاله نشانه ی روحیه ی معنوی یا مذهبی است . بنفش سلطنتی قدرت رهبری و اراده را نشان می دهد . بنفش مات نشان دهنده ی خودپرستی ، تکبر ، و عقده ی دیگران آزاری (ستمگری) است . چنین شخصی دیگران را به خاطر ضعف ها و خطاهای ناخواسته شان مورد سرزنش قرار می دهد .

بی دلیل نیست که اسقف های اعظم ردای بنفش می پوشند . افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله خود دارند ، در تمام مراحل زندگی به دنبال معنویات هستند . تعیین اینکه در زمینه ی معنویت چقدر پیشرفت می کنند بستگی به کیفیت این رنگ در هاله آنها دارد . بسیاری از افرادی که این رنگ را در زمینه ی خود دارند سعی می کنند این طبیعت خود را انکار کنند . این خصوصیت برای آنها شادی نمی آورد و به خوبی آگاه اند که آن طور که باید در زندگی انجام وظیفه نکرده اند .

به محض اینکه شروع به یادگیری و پیشرفت در زمینه ی خرد و آگاهی کنند ، هاله ی نورانی شان بزرگ تر و درخشنده تر می شود . بنفش معرف روحانیت ، بصیرت ، آموزش و روشن بینی است . این رنگ نشان می دهد که فرد به خود ایمان دارد و در حال پیشرفت معنوی ست . وی بیشتر وقت خود را صرف یادگیری و پرورش آگاهی خرد خود کرده سعی در رسیدن به کنه مطلب دارد . از ویژگی های منفی افراد با هاله بنفش برتری طلبی است که می تواند در دیگران احساس حقارت بر انگیزد .

 

ـ رنگ آبی بنفش ٬ شباهت زیادی با نیلی دارد. کسانیکه هاله ای به این رنگ دارند باید خصوصیات رنگ های نیلی و بنفش را بخوانند نه آبی و بنفش.

 

نقره اي :

ویژگی : آرمان گرایی

تشخیص این رنگ در زمینه ی هاله غیر عادی است . اگر چه غالبا در یکی از رنگ های دیگر هاله دیده شده است .

افرادی که دارای این رنگ هستند سرشار از عقاید مهم ولی غم انگیز اند که بیشتر آنها غیر عملی است . این افراد معمولا انگیزه ندارند و بیشتر رویایی هستند تا مرد عمل . به محض اینکه آنها انگیزه ای پیدا کنند و فکری به ذهن شان خطور کند که ارزش پیگیری داشته باشد ، تماشای پیشرفت شان دیدنی و لذت بخش است . از ویژگی های افرادی که هاله ی نقره ای دارند آرمان گرایی ، بصیرت ، شهود ، خوش بینی ، رویا بینی و بیداری معنوی است . آنها از رو به رو شدن با ایده های بزرگ لذت برده و می توانند در تصورات و رویاهای خود فرو رفته ، و وقتی همه چیز باب میل آنها باشد شادترین انسان های روی زمین هستند .

 

خاکستری :

به طور کلی نشانه ی ترس است . رنگ خاکستری سایر رنگ های هاله را نیز کدر می کند و خلوص آنها را زایل می سازد ، نقره ای جنبه ی مثبت این رنگ است و نماینده ی ایزدبانو ها ( الهه ها ) است .

 

 

طلایی :

ویژگی : نامحدود

رنگ طلایی نشان دهنده ی قدرت ، پیشرفت معنوی ، از خودگذشتگی ، الهام بخشی و هماهنگی ( هارمونی ) است . طلایی رنگی الهی است . طلایی قوی ترین رنگی ست که کسی می تواند آن را داشته باشد . این رنگ به افرادی اعطا شده که در مقیاس گسترده ای قادر به انجام هر طرحی که به ذهن شان خطور کند هستند و در آن راه به مقصود نایل می شوند .

آنان افرادی با نفوذ ، کوشا ، بردبار و هدف دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزرگ ترین هدف خود دست می یابند . تعجبی ندارد که هاله های دور سر مقدسان و روحانیون طلایی رنگ است تا اقتدار نامحدود آنان را به نمایش بگذارد . این افراد از قبول مسئولیت های سنگین و دشوار و مبارزاتی که از حیطه ی راحتی و آسایش آنان فراتر است لذت می برند .

 

صورتی :

ویژگی : موفقیت مادی و مالی

رنگ صورتی در هاله به طور کلی نشانه ی عشق ، عاطفه ، مصاحبت و یگانگی و علاقه و زیبایی است . صورتی گرم یا سرخ فام عاطفه و از خودگذشتگی واقعی را نشان می دهد . صورتی کدر می تواند نشانه ی ناپختگی ، وابستگی و نیازمندی باشد . این رنگ به ظاهر لطیف و ملایم غالبا در زمینه ی هاله ی افراد مصمم و یک دنده دیده می شود . آنها دیدگاه خود را دسته بالا می گیرند و با عزمی راسخ هدف شان را دنبال می کنند . تعجبی ندارد که این گونه افراد معمولا بر مسند قدرت نشسته اند و مشاغل پرمسئولیت دارند . به هر حال آنان عمیقا میانه رو و بی تکلف هستند و از زندگی آرام لذت می برند .

این افراد دوست داشتنی و مهربان و ملایم هستند و معمولا وقتی میان دوست داران شان به سر می برند خوش ترین اوقات را دارند .

 

سفید :

ویژگی : مکاشفه و الهام

رنگ سفید می تواند علامت پاکی ، خلوص و راستی باشد ، اما این رنگ اغلب ترکیبی از رنگ های متعدد است که به خوبی درک و تفسیر نشده اند . گوی های سفید رنگ بالای سر سوژه اغلب نشانه ی نگهبانان معنوی یا فرشتگان محافظ هستند که در زندگی فرد ، مهم و تاثیر گذارند .

برتری و مافوق بودن ، دگرگونی معنوی ، شفابخشی و درمان ، آرام و متعالی ، حساسیت ، زندگی کردن در ابعاد بالا و برتر و اتصال معنوی قوی از خصوصیات افرادی با این هاله است .

سفید رنگ خلوص و صفا است و به ندرت در رنگ زمینه دیده می شود . از آنجا که تمام رنگ ها برگرفته از رنگ سفید هستند اساسا سفید نام دیگر نور است .

این گونه افراد افتاده و میانه رو و در حد مقدسان بشر دوست هستند . آنان اغلب برای خاطر نفس خود چیزی نمی خواهند و بیشتر نگران رفاه دیگران هستند . این افراد معمولا در تمام عمر به شدت خردمند و دارای قوه ی درک مستقیم هستند .

 

سیاه :

رنگ سیاه می تواند نشانه ی ترس یا نفرت باشد . همچنین نشان دهنده ی مشکلات ، عدم تعادل ، و اعتیاد است . البته سیاه خالص و براق می تواند نشان دهنده ی حفاظت ، رمز و راز ، یا دانشی باشد که به طرز عاقلانه حفظ شده است .

 

قهوه ای :

اگر زنده و خالص باشد نشانه ی تعادل فکری و استقامت است . این رنگ دارای نوسان زمینی است .

رنگ قهوه ای کدر می تواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد .

قهوه ای - زرد : تجزیه و تحلیل ، خردمند ، متمایل به جزییات ، منطقی ، امنیت ، علمی ، صادق و راستگو ، کمال طلب و دقیق در رفتار و اعمال است .

 

برنز :

ویژگی : بشر دوستی

این رنگ معمولا ته رنگی از پاییز دارد . با ظاهری تقریبا زنگار گرفته که در عین حال به طور چشم گیری جذاب است . افرادی که این رنگ را در زمینه ی اصلی هاله ی خود دارند ، دقیق ، دلسوز ، علاقه مند و بشر دوست هستند .

این افراد خوش قلب و سخاوتمند باید یاد بگیرند چگونه نه بگویند تا کسی خود را به آنان تحمیل نکند .

 

 

هاله ی نورانی(آئورا) چیست؟!

 

تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات، تجلی نامریی یا میدان انرژی ای است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است. چون میدان انرژی دور همه چیز وجود دارد،حتی سنگ یا میز آشپزخانه هم دارای هاله ی نورانی است.در حقیقت هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده بلکه جزیی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژی های حیات را منعکس میکند.

واژه ی آئورا برگرفته از واژه ی یونانی آورا(avra) به معنی نسیم است.

انرژی هایی که از بدن ما ناشی میشود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس میکند.در حقیقت،هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار میسازد.

عده ای معتقدند آئورا انعکاس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد.

آئورا شامل رنگ هم هست که برای دیدن آن به مقدار کمی نور نیاز هست چراکه رنگهای آن از نور بوجود آمده اند(اشتباه نشود،رنگهای آن نه خود آئورا) البته آئورا در تاریکی مطلق بطور کامل محو نمیگردد ، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده میشوند.

آئوراها به طرق مختلف دیده میشوند. معمولا بصورت میدان های انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملا بدن را احاطه کرده است، دیده میشوند. بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا میکنند.

اعتقاد بر این است که شخص هرچه عارف تر و روحانی تر باشد، هاله ی او بزرگتر است.برای نمونه معروف است که هاله ی بودا تا چند کیلومتر امتداد داشته است!!!

آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند. اولین بار که آئورا را ببینیم، تقریبا ابر مانند و سفیدرنگ به نظرمان میاید.اما وقتی دیدمان بهتر شود رنگهای آنرا هم میبینیم.

هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی درباره ی شخص آشکار میکند. این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق وخوی فرد است. علاوه بر این ، هاله دارای شعاع های رنگی متفاوتی است که از بدن ساتع میشود و در سرتاسر هاله میدرخشد. عده ای آنرا امواج فکری تلقی میکنند، و بطور یقین افکار و احساسات ما بشدت بر هاله ی ما اثر میگذارد. این امواج ذهنی میایند و میروند و بصورت بخش دایمی هاله تلقی نمیشوند اما به هر حال، افکار و احساسات منفی میتواند تغییرات دایمی در هاله ایجاد کند. در چنین مواردی رنگهای طبیعی و درخشان و باشکوه هاله تبدیل به رنگهای کدر و زننده ای میشوند که حتی شرارت آمیز به نظر میرسد.

غالبا وقتی فردی بیمار است لکه ای خاکستری رنگ در هاله ی او دیده میشود.

جالب است بدانید که آئورا از بدو تولد وجود ندارد ولی با اولین دم وبازدم مرحله ی آغاز آن قابل رویت است. هاله ی نوزادان اساسا بی رنگ است ولی تا سه ماهگی نقره ای رنگ و کم کم تبدیل به رنگ آبی میشود که دلالت بر افزایش هشیاری دارد. وقتی آموزش کودک رسما آغاز میشود ، آئورای او رنگهای حقیقی خود را باز میتاباند که در سراسر زندگی او باقی خواهد ماند.

                                          

 

همه چیز از یک sms ساده شروع شد :

-فرض کن تو یک نقاش بودی و می خواستی منو نقاشی کنی، چه رنگی رو براي کشیدنم انتخاب میکردی؟

در ظاهر از اون smsهای بی مزه بود که طرف forward کرده بود اما یکدفعه من هم کنجکاو شدم بدونم دیگران من رو چه رنگی میکشند،و در واقع بدونم من برای دیگران یادآور چه رنگی هستم.پس یک msg با این موضوع نوشتم و send 2 all کردم، نتیجه واقعا جالب بود.

تمام کسانی که سوال من رو جدی و -بدون هیچ قصد یا بیان کردن منظوری- جواب داده بودند من رو یاسی میدیدند. و حتی کسانی هم که اول به شوخی چرندیات فرستاده بودند وقتی که فهمیدند من واقعا دوست دارم بدونم برای آنها یادآور چه رنگی هستم گفتند: یاسی!!!

من حتی از کسی که کاملا از دنیای رنگها و رنگشناسی دور بود و رشته ای که خونده بود و حتی شغلش در بازار هم کوچکترین ربطی به این مسائل نداشت این سوال را پرسیدم و او بعد از کلی فکر کردن و دو روز انتظار چون تصور من به این صورت دور از ذهنش بود، بالاخره گفت: یاسی!

من دیگه مطمئن شده بودم که این جریان نمیتونسته یک اتفاق باشه و تصمیم گرفتم در این مورد بیشتر انرژی بذارم.

وقتی بیشتر گذشته هام را مرور کردم بیادآوردم که من در کودکی ،وقتی به خودم و روحیاتم فکر میکردم و حتی بعضی وقتها که در نور کم به خودم در آینه نگاه میکردم، تصویرم را در هاله ای از رنگ یاسی میدیدم.

(البته این تنها به این خاطر بوده که حافظه ی تصویری من فوق العاده قویه و اگر شما یک همچین چیزی از کودکی خود بیاد نمیارید دلیل بر نفی آن نگیرید)

و بعد حتی کم کم بیاد آوردم که در بچگی ،افراد مختلف و بویژه کسانیکه با آنها رابطه ی احساسی داشتم رو به یک رنگ خاص تصور میکردم. و شروع کردم دلیل این کار را در ذهنم جست وجو کردن... و

معما حل شد.

با تمرکز کردن به اون دوران، تصاویری در ذهنم اومد،مثلا بیاد آوردم یک بار وقتیکه مادرم خوابیده بود هاله ی رنگی ای اطرافش دیدم و جالب اینجاست که این کار بعد از یک مدت برای من تبدیل به یک بازی شده بود! به این ترتیب که چهره ی شخصی را در ذهنم مجسم میکردم و با تمرکز کردن چهره را در ذهنم تبدیل به یک عکس میکردم که فیلتر رنگی روش انداخته باشند،بعد به آن شخص نگاه میکردم و سعی میکردم اون هاله ی نورانی رو اطرافش ببینم، و از تطابق دادن رنگ فیلتری که تصور کرده بودم با هاله ی شخص لذت میبردم!

اما این کار زمانی که من بزرگتر شدم دیگه تکرار نشد.احتمالا با مرور زمان من این بازی را یک سرگرمی ناشی ازتخیلات کودکانه تصور کرده بودم و به مرور فراموش شده بود.

اما اون sms باعث شد که بازی کودکی من دوباره جذابیت خودش را بدست بیاره!

من به این موضوع ایمان دارم که همه ی ما توانایی هایی داریم که ذاتی است و به مرور زمان بدست فراموشی سپرده شده.ما قادر به درک ودیدن عینی خیلی چیزها هستیم اما با استدلال های غلط بدون اینکه فرصتی به خود بدهیم ، خود را محروم میکنیم و این استعدادها و توانایی ها را سرکوب میکنیم. ما باور کرده ایم که چشم هایمان تنها ماده را میتواندد ببیند، دستهایمان تنها اجسام را میتواند لمس کند و... و ... و ...

مشکل اینجاست که ما این حقیقت را باور نداریم که تلقین میتواند یک انسان سالم را نابینا و همچنین یک انسان کور را بینا کند.

آیا در اطراف شما کسی هست که معروف باشد آدم شناس خوبی ست؟ حتما دیده اید که اینگونه اشخاص با یک بار دیدن افراد متوجه خصوصیات اخلاقی آنها میشوند.آیا این اشخاص علم خاصی دارند که شما از آن محرومید؟ هرگز فکر کرده اید که تفاوت شما با این افراد چه میتواند باشد؟ میدانید تنها کاری که این افراد میکنند این است که ناخودآگاه حساسیت خود نسبت به نوع انرژی ای که از هاله ی افراد میگیرند را زیاد میکنند و بدون اینکه حتی آنرا لمس کنند، به تجزیه و تحلیل آن میپردازند و در آخر حسی که ازهاله ی شخص برداشت کرده اند را بیان میکنند.آیا فکر میکنید شما قادر به این کار نیستید؟ و قدم فراتر بگذاریم،،، اگر انسان قادر به لمس هاله و انرژی ناشی از آن هست، آیا دور از ذهن است که خود هاله را نیز بتواند ببیند؟

ما با استدلال های احمقانه به مرور خود را کور کرده ایم و موهبت دیدن هاله ی اطراف خود و دیگران را که آئورا نام دارد را از خود دریغ کرده ایم.

اما ، این توانایی در تک تک ما وجود دارد و هر زمان که اراده کنیم قادریم که بالقوه اش کنیم.

تنها باید به این توانایی خود ، ایمان داشته باشیم.

 

 

 

 

بجویید تا بیابید!

غفلت بورزید، تا سرگشته بمانید!...

منسیوس(Mencius)

 

نخستین قانون موفقیت، قانون توانایی مطلق است. این قانون مبتنی بر این واقعیت است که ما _در جوهر_ آگاهی مطلقیم. در واقع، طبیعت بنیادی ما یکی از توانایی های مطلق است.

وقتی طبیعت بنیادی خود را کشف میکنید و درمیابید براستی کیستید می فهمید که بین شما و قانون توانایی مطلق ذره ای جدایی وجود ندارد.

حیطه ی توانایی مطلق ، ضمیر خودتان است و هرچه طبیعت راستین خود را بیشتر تجربه کنیدد، به حیطه ی توانایی مطلق نزدیکتر خواهید بود.

در رجوع به موضوعات،نقطه ی رجوع درونیتان [من] شماست.حال آنکه _من_ آن کس که به راستی هستید، نیست!

من، تصویری است که از خود دارید.نقاب اجتماعی و نقشی است که بازی میکنید. این نقاب اجتماعی شما از راه کسب تائید دیگران امرار معاش میکند. اما ضمیر راستین شما _که روح و جانتان است_ کاملا از آن چیزها رهاست. در برابر هر انتقاد ایمن ، و در برابر هر توان آزمایی بی باک است، و خود را کمتر از هیچکس احساس نمیکند و با اینحال، فروتن است و خود را برتر از هیچکس هم احساس نمیکند زیرا درمیابد که :

همه، همان ضمیر و همان روح و جان اند در جامه هایی متفاوت.